<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:admin="http://webns.net/mvcb/" xmlns:rdf="http://www.w3.org/1999/02/22-rdf-syntax-ns#" xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom">
	<channel>
		<title>زمزمه های یک طلبه - موضوع: "سخنان ناب"</title>
		<link>https://zmzmeh.kowsarblog.ir/</link>
		<atom:link rel="self" type="application/rss+xml" href="https://zmzmeh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2" />
		<description>اینجا پر از مطالب متنوع هست از نمونه سوال حوزه خواهران تا معرفی کتاب پس برای پیدا کردن مطلب دلخواهتان به لیست موضوعات برید.</description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
		<admin:generatorAgent rdf:resource="http://b2evolution.net/?v=6.7.8-stable"/>
		<ttl>60</ttl>
				<item>
			<title>اصل تغافل در زندگی</title>
			<link>https://zmzmeh.kowsarblog.ir/اصل-تغافل-در-زندگی</link>
			<pubDate>21:25:00 +0330 چهارشنبه، 7 مهر 1400</pubDate>			<dc:creator>۶۴</dc:creator>
			<category domain="alt">سخنان ناب</category>
<category domain="alt">داستانک</category>
<category domain="main">تلنگر</category>			<guid isPermaLink="false">1312231@https://kowsarblog.ir/</guid>
						<description>&lt;h3 style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;span style=&quot;color: #800080;&quot;&gt;اصل تغافل در زندگی&lt;/span&gt;&lt;/h3&gt;
&lt;p&gt; در مراسم عروسی، پیرمردی در گوشه‌ی سالن تنها نشسته بود که داماد جلو آمد و‌ گفت: سلام استاد آیا منو می‌شناسید؟ معلّم بازنشسته جواب داد: خیر عزیزم فقط می‌دانم مهمان دعوتی از طرف داماد هستم. داماد گفت: چطور آخه مگه میشه منو فراموش کرده باشید؟! یادتان هست سال‌ها قبل، ساعت گران قیمت یکی از بچه‌ها گم شد و شما فرمودید که باید جیب همه‌ی دانش‌آموزان را بگردید و گفتید همه باید رو به دیوار بایستیم و من که ساعت را دزدیده بودم از ترس و خجالت خیلی ناراحت بودم که آبرویم را می‌برید، ولی شما ساعت را از جیبم بیرون آوردید و تفتیش جیب بقیه‌ی دانش‌آموزان را تا آخر انجام دادید و تا پایان آن سال و سال‌های بعد در اون مدرسه هیچ کس موضوع دزدی ساعت را به من نسبت نداد و خبردار نشد. استاد گفت: باز هم شما را نشناختم! ولی واقعه را دقیق یادم هست. چون من موقع تفتیش جیب دانش‌آموزان چشم‌هایم را بسته بودم.&lt;br /&gt; گاه با تغافل از خطاهای طبیعی یکدیگر، زمینه‌ی رشد و تربیت را درافرادایجاد کنیم.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://zmzmeh.kowsarblog.ir/اصل-تغافل-در-زندگی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3 style="text-align: center;"><span style="color: #800080;">اصل تغافل در زندگی</span></h3>
<p> در مراسم عروسی، پیرمردی در گوشه‌ی سالن تنها نشسته بود که داماد جلو آمد و‌ گفت: سلام استاد آیا منو می‌شناسید؟ معلّم بازنشسته جواب داد: خیر عزیزم فقط می‌دانم مهمان دعوتی از طرف داماد هستم. داماد گفت: چطور آخه مگه میشه منو فراموش کرده باشید؟! یادتان هست سال‌ها قبل، ساعت گران قیمت یکی از بچه‌ها گم شد و شما فرمودید که باید جیب همه‌ی دانش‌آموزان را بگردید و گفتید همه باید رو به دیوار بایستیم و من که ساعت را دزدیده بودم از ترس و خجالت خیلی ناراحت بودم که آبرویم را می‌برید، ولی شما ساعت را از جیبم بیرون آوردید و تفتیش جیب بقیه‌ی دانش‌آموزان را تا آخر انجام دادید و تا پایان آن سال و سال‌های بعد در اون مدرسه هیچ کس موضوع دزدی ساعت را به من نسبت نداد و خبردار نشد. استاد گفت: باز هم شما را نشناختم! ولی واقعه را دقیق یادم هست. چون من موقع تفتیش جیب دانش‌آموزان چشم‌هایم را بسته بودم.<br /> گاه با تغافل از خطاهای طبیعی یکدیگر، زمینه‌ی رشد و تربیت را درافرادایجاد کنیم.</p>
<p> </p><div class="item_footer"><p><small><a href="https://zmzmeh.kowsarblog.ir/اصل-تغافل-در-زندگی">مطلب اصلی</a> در <a href="http://kowsarblog.ir/">کوثربلاگ </a>ارسال شده است.</small></p></div>]]></content:encoded>
								<comments>https://zmzmeh.kowsarblog.ir/اصل-تغافل-در-زندگی#comments</comments>
			<wfw:commentRss>https://zmzmeh.kowsarblog.ir/?tempskin=_rss2&#38;disp=comments&#38;p=1312231</wfw:commentRss>
		</item>
			</channel>
</rss>
